متن های جذاب
فیلتر ها
حذف فیلتر ها50 دقیقه
نا مشخص
تعداد پرسوناژ: 2 مرد - 0 زن - 0 کودک
90 دقیقه
سرد و صداي خِش خشِ سوسكهای آشپزخانه و سيلی آخر زمستان است. كوچه خشك از صدای پاهاست. خواب ماندههايی خود را مانند سوسكها از سوراخی به سوراخِ ديگر می چپانند. باد هوووی میكشد و موهای زنی را. همه جا بوی سيلی میآيد. كبود و وحشی، رنگِ تنِ مردهای باد کرده روی آب.
تعداد پرسوناژ: 0 مرد - 1 زن - 0 کودک
60 دقیقه
روز عاشورا است. خانواده قربانیان برای نذری مهیا میشوند. ملیحه پیر دختر قوزی کاسه ای حلیم از زنی ناشناس گرفته. او ناامید است و میخواهد رازی را برای برادر کوچکترش حسام برملا کند. حسن برادر معتاد، زنش را طلاق داده و با پدرش درگیر شده. حاج تقی با گوسفند به خانه می آید و حسام را ترقیب میکند تا با حسن مقابله کند تا آبرو یشان بیش از این نرود. حسن بعد از ده روز با علامت پنج تیغه می آید. پیداست وانت دزدی است و علامت هم دست کمی از مال دزدی ندارد. حاج تقی درون علامت مواد مخدر پیدا میکند. حالا میخواهد با اطلاع به پلیس پای حسن را برای همیشه از خانه ببرد. حسن راز حاج تقی را میداند. حاج تقی در دوراهی می ماند و...
تعداد پرسوناژ: 3 مرد - 4 زن - 1 کودک