متن های جذاب
فیلتر ها
حذف فیلتر ها
30 دقیقه
در بورانی بیانتها، چند مسافر در کلبهای متروکه گرفتار میشوند و با هر بار «خوابیدن ساعت» بلند میشوند و برای کسانیکه میروند تا ساعت شهر را تعمیر کنند سر و صدا به راه میاندازند. آنها صدای افراد گیر افتاده در ساختمان متروکه را نمیشنوند اما هر بار که ساعت میخوابد آنها با وحشت و جنگیدن برای بقاء خود آتشی روشن میکنند و سعی میکنند تا آنها را متوجه خود سازند. اما این شرایط با ورود مردی با چمدانی حاوی جنازه زنی گمشده رازهای تازهای را آشکار میکند و مسیر داستان تغییر کرده و پیچیدهتر میشود.
تعداد پرسوناژ: 4 مرد - 1 زن - 0 کودک
90 دقیقه
کوردلیا : فیلمنامه ی کوردلیا همانطور که از اسمش پیداست با الهام از لیرشاه شکسپیر و دختری که نخواست تظاهر کند در دوست داشتن پدرش ، نوشته شده است . در لیرشاه شکسپیر ، کوردلیا تنها فرزند و تنها دختر لیرشاه است که بعد از پرسش عجیب لیرشاه ( که هر کس هر چقدر که مرا دوست داشته باشد به همان آندازه سهمی از قلمروی من خواهد برد) میگوید : من اندازه ای که یک فرزند باید پدرش را دوست داشته باشد ، دوستتان دارم پدر و چالش آن نمایشنامه از همین نقطه شروع میشود و همین مسأله واقعی بودن دوست داشتن چالش اصلی شخصیت های این فیلمنامه است . فیلمنامه ی کوردلیا در مورد خانواده ای است که تلاش میکنند بفهمند پدر خانواده آنها را چقدر دوست دارد . در مسیر کشف مجدد پدر خود به علت هایی که مربوط به گذشته ی خانواده ی است ، فرزندان پدر خود را مجبور میکنند که کنشی را انجام دهد که نشانه ی دوست داشتن فرزندان باشد اما پدر این کنش را انجام نمیدهد و فرزندان ناخودآگاه بر اساس واکنش به کنش پدر متوسل به زور میشوند .
تعداد پرسوناژ: 2 مرد - 4 زن - ۰ کودک
60 دقیقه
روایت دلدادگی دختری که گذشته را مانند کوله باری بر دوش به اینده می اورد برای باور نبودن و نیستن و برای فرار از گناه به مقصر کردن دیگران چنگ میزند و در اخر در دام افکار خود اسیر می ماند . شکست از همه جا بر زندگیش رخنه کرده و ازارش میدهد . ماجرا در سه دوره مختلف با تلاقی و همزمانی اتفاق می افتد . دغدغههای جوانی و ترس از روبرو شدن با واقعیتی که در میانسالی گریبانش را میگرد اما برای حل مشکلات از روشهای کودکی استفاده میکند . داستان رفتن عامل دلدادگی و ماندن اثر بر زندگی است و سقوط برای فرار از غم رفتن
تعداد پرسوناژ: 4 مرد - 5 زن - 1 کودک
60 دقیقه
رستم پس از دریدن پهلوی سهراب، از پیرمردی میشنود که اگر چهل روز سهراب را بر دوش بگرداند فرزند زنده خواهد شد. رستم میپذیرد و چهل شبانهروز تن رنجور فرزند بر پشت در جای جای ایران میگردد. این سفر چونان هفتخانی نو برای رستم است به خیال زنده کردن مرده. * این متن با یک یا چند نفر بازیگر، برخوان یا راوی می تواند اجرا شود.
تعداد پرسوناژ: 1 مرد - 1 زن - 0 کودک