متن های جذاب
فیلتر ها
حذف فیلتر ها
60 دقیقه
روایت دلدادگی دختری که گذشته را مانند کوله باری بر دوش به اینده می اورد برای باور نبودن و نیستن و برای فرار از گناه به مقصر کردن دیگران چنگ میزند و در اخر در دام افکار خود اسیر می ماند . شکست از همه جا بر زندگیش رخنه کرده و ازارش میدهد . ماجرا در سه دوره مختلف با تلاقی و همزمانی اتفاق می افتد . دغدغههای جوانی و ترس از روبرو شدن با واقعیتی که در میانسالی گریبانش را میگرد اما برای حل مشکلات از روشهای کودکی استفاده میکند . داستان رفتن عامل دلدادگی و ماندن اثر بر زندگی است و سقوط برای فرار از غم رفتن
تعداد پرسوناژ: 4 مرد - 5 زن - 1 کودک

90 دقیقه
کوردلیا : فیلمنامه ی کوردلیا همانطور که از اسمش پیداست با الهام از لیرشاه شکسپیر و دختری که نخواست تظاهر کند در دوست داشتن پدرش ، نوشته شده است . در لیرشاه شکسپیر ، کوردلیا تنها فرزند و تنها دختر لیرشاه است که بعد از پرسش عجیب لیرشاه ( که هر کس هر چقدر که مرا دوست داشته باشد به همان آندازه سهمی از قلمروی من خواهد برد) میگوید : من اندازه ای که یک فرزند باید پدرش را دوست داشته باشد ، دوستتان دارم پدر و چالش آن نمایشنامه از همین نقطه شروع میشود و همین مسأله واقعی بودن دوست داشتن چالش اصلی شخصیت های این فیلمنامه است . فیلمنامه ی کوردلیا در مورد خانواده ای است که تلاش میکنند بفهمند پدر خانواده آنها را چقدر دوست دارد . در مسیر کشف مجدد پدر خود به علت هایی که مربوط به گذشته ی خانواده ی است ، فرزندان پدر خود را مجبور میکنند که کنشی را انجام دهد که نشانه ی دوست داشتن فرزندان باشد اما پدر این کنش را انجام نمیدهد و فرزندان ناخودآگاه بر اساس واکنش به کنش پدر متوسل به زور میشوند .
تعداد پرسوناژ: 2 مرد - 4 زن - ۰ کودک

۸۰ دقیقه
هنوز مدتی از مرگ پدر خانواده نگذشته که بچه های خانواده که هر کدام درگیر مسایل مالی و شخصی هستند تصمیم میگیرند تکلیف خانه که در زمینی خارج از شهر است را مشخص کنند اما برادر بزرگشان میگوید قبل از هر چیز باید تکلیف برادرشان فریدون که سالها پدر و مادرشان در زیرزمین خانه از او نگه داری میکردهاند را روشن کنند. برادری که هیچکدام به درستی نسبت به او شناختی ندارند و به گونهای احساس خوبی نیز نسبت به او نه در بچگی و نه اکنون ندارند و مواجه شدن با او که همچون یک هیولا در زیرزمین خانه است برایشان چالش بزرگی به حساب میآید.
تعداد پرسوناژ: ۳ مرد - ۳ زن - ۰ کودک

60 دقیقه
رستم پس از دریدن پهلوی سهراب، از پیرمردی میشنود که اگر چهل روز سهراب را بر دوش بگرداند فرزند زنده خواهد شد. رستم میپذیرد و چهل شبانهروز تن رنجور فرزند بر پشت در جای جای ایران میگردد. این سفر چونان هفتخانی نو برای رستم است به خیال زنده کردن مرده. * این متن با یک یا چند نفر بازیگر، برخوان یا راوی می تواند اجرا شود.
تعداد پرسوناژ: 1 مرد - 1 زن - 0 کودک

40 دقیقه
روشنک، دختریست که پس از مرگِ پدر، شهر به شهر میگردد و نقالی و پردهخوانی میکند، حالا در شهر، هنگامِ روایت، دلش برای جوانی ساز به دست میرود و از سویی چشمِ حاکم نیز روشنک را میگیرد؛ دخترک به ناچار باید از قصرِ حاکم بگریزد. سربازان و درباریان که در چنین شبی قرار بود، امیری در ظاهر خائن را به دار بکشند، حالا باید خانه به خانه و کوچه به کوچه در پی روشنک باشند. دختر هم برای فرار از ماموران، ناچار به انجام هر کارِ ناکردهای شده و دستِ آخر هم جوانِ ساز به دست را میبیند و...
تعداد پرسوناژ: 0 مرد - 1 زن - 0 کودک